خرید بک لینک
نشستم روی صندلی یی که یک میز بین من و او ، دراز به دراز فاصله انداخته بود. هر دو یک لقمه دستمان گرفته بودیم و در حین حرف زدن گازکی هم به ان می زدیم. فلسفه خوانده بود. فلسفه می خواند. به قول او ما اصلا فیلسوف نداریم. از نظر او فیلسوف کسی است که نظریه بدهد و گاهی عقاید دیگر فیلسوفان را نقض یا رد کند. برای من که نه فلسفه خوانده ام و نه فیلسوفان را می شناسم و جز چند جمله قشنگ فلسفی که اجرا و پیاده کردن آنها در عمل سخت می شود، چیزی نمی دانم؛ صحبت های او برایم جالب بود. گفتم بگو این همه فلسفه چه دردی از جهان امروزی که هر روز به سمت جنگ و خشونت می رود دوا کرده است؟! این همه کسانی که فلسفه خوانده اند بهتر نبود قدری سرشان را از تو کتاب هایشان بیرون بیاورند و بروند میان مردم و همه آموخته های خود را عملی و یا بهتر اینکه با عمل اجرا کنند تا بلکه بتوانند به سهم خود قدمی در راه رشد و تعالی انسانیت بگذارند. شاید اگر فلاسفه و دیگر روشنفکران ما قدری از کنج کتابخانه هایشان می زدند بیرون، جهان وضعیت بهتری داشت. چه افتخاری دارد که آنچه خوانده یا می دانی را فقط بنویسی و گاهی حتی ندانی نانوایی محله تان کجاست...البته بیشتر حرف ها را با خودم زدم...او موافق بود و می گفت نگاه ارسطو به زندگی را قبول دارد که به همه چیز از منظر تعادل می نگرد...من هم دوست داشتم...می گفت فیلسوفانی فیلسوف اند که بیشتر به انسان و مسائل پیرامون او توجه کرده اند و برای بحران سقوط از پرتگاه انسانیت تدبیری اندیشیده اند...من نیز موافق بودم...او گاز دیگری برگرفت ولقمه خود را تمام کرد و برای ادامه صحبت هایش بلند شد. او حکمتی را که بر اساس کشف و شهود است تایید می کرد. من که نمی فهمم گاز دیگری به لقمه قاضی شده ام می زنم و به حرف های او می گوشم و با خودم فکر می کنم که فیل سوف دو بخش است. بخش اولش به فیل مربوط می شود و دنیای فیلی و فیل بودن. بخش دومش هم لابد به سوفی و دنیای سوفی و سوفی بودن. اما اگر از باب لغوی به فیلسوف نگاه کنیم که به معنای شخص دوستدار حکمت، حکمت دوست و حکیم است شاید بتوان گفت هر شخصی که ذره ای در خود فرو رود و اندیشه کند، فیلچسوف(فیلچه سوف)، فیلکسوف(فیلک سوف)، فیلسوفچه یا فیلسوفک می شود...و شاید بهترین حالت این باشد که فیل را به سوفی بدهیم و بگذاریم برای خودش در دنیای سوفی بچرخد و ما فقط و فقط و فقط قدری انسان شویم یا انسان بمانیم....
نوشته شده توسط الهام در دوشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۵ |

برچسب: نویسنده: کیارش جلالی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 23:40

صفحه بندی